20.2 C
ایران
سه‌شنبه, مارس 3, 2026

ایران و پاکستان؛ همسایگی پرتنش، اعتماد شکننده و دشمنی‌های بالقوه

✍️ مبارز

روابط ایران و پاکستان، برخلاف ادبیات رسمی و تأکید مکرر بر «برادری اسلامی» و «همسایگی تاریخی»، در عمل یکی از شکننده‌ ترین و بی‌ثبات‌ ترین روابط دوجانبه در منطقه به‌شمار می‌آید. این رابطه طی دهه‌ها هرگز نتوانسته به سطح یک شراکت استراتژیک پایدار ارتقا یابد و همواره میان همکاری‌های مقطعی و بی‌اعتمادی عمیق در نوسان بوده است. بررسی دقیق این روابط نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از اختلافات ساختاری، مذهبی، امنیتی، قومی و ژئوپلیتیک، مانع شکل‌گیری اعتماد راهبردی میان تهران و اسلام‌آباد شده است.

از منظر ژئوپلیتیک، دو کشور در دو مدار متفاوت حرکت می‌کنند. پاکستان از بدو تأسیس، پیوندهای امنیتی خود را با غرب و سپس چین تعریف کرده و سیاست خارجی‌اش به‌شدت متأثر از رقابت با هند و نیاز به حمایت قدرت‌های بزرگ بوده و با دیکته‌ی آنان چرخیده است . در مقابل، ایران پس از فروپاشی نظام شاهی، سیاستی مبتنی بر تقابل با نظم غربی و گسترش نفوذ منطقه‌ای از طریق ابزارهای ایدئولوژیک و امنیتی در پیش گرفته است. این تفاوت بنیادین در وابستگی ها و جهت‌گیری‌های این دو کشور، باعث شده همکاری‌های دوجانبه همواره واکنشی، موقتی و فاقد عمق استراتژیک باقی بماند.

یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌اعتمادی، اتهام‌های متقابل درباره تعهد شکنی‌های امنیتی است. ایران بارها پاکستان را به ناتوانی یا عدم اراده در مهار گروه‌های مسلح فعال در بلوچستان پاکستان متهم کرده است؛ گروه‌هایی که تهران آن‌ها را تهدید مستقیم علیه امنیت ملی خود می‌داند. در مقابل، مقام‌ها و تحلیل‌گران پاکستانی نیز ایران را به چشم‌پوشی از فعالیت شبکه‌هایی متهم می‌کنند که از نگاه اسلام‌آباد می‌توانند در بی‌ثباتی مناطق مرزی و حتی تحولات داخلی پاکستان نقش داشته باشند. حملات مرزی متقابل و تنش‌های دیپلماتیک مقطعی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، گواه روشنی بر شکنندگی این رابطه است؛ تا جایی که برخی رسانه‌های منطقه‌ای این وضعیت را «همکاری بدون اعتماد» توصیف کرده‌اند.

اختلافات مذهبی، اگرچه اغلب به‌صورت رسمی برجسته نمی‌شود، اما یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های زیرساختی در روابط دو کشور است. ایران که خود را قدرت محوری شیعه در منطقه می‌داند و پاکستان به‌عنوان کشوری با اکثریت سنی و حضور جریان‌های ضدشیعی، در دو سوی یک گسل ایدئولوژیک قرار دارند. طی دهه‌های گذشته، موج‌های متعددی از خشونت‌های فرقه‌ای در پاکستان رخ داده که قربانیان اصلی آن‌ها شهروندان شیعه بوده‌اند. تهران در موارد مختلف، به‌صورت رسمی یا غیررسمی، نارضایتی خود را از ناتوانی دولت پاکستان در حفاظت از شیعیان ابراز کرده است؛ در حالی که محافل مذهبی و امنیتی در پاکستان، ایران را به «صادرات ایدئولوژی مذهبی» و تأثیرگذاری فرقه‌ای متهم کرده‌اند. این شکاف مذهبی، حتی اگر در سطح دیپلماتیک مدیریت شود، در سطح اجتماعی و امنیتی همچنان فعال باقی مانده است.

مسئله بلوچ‌ها یکی دیگر از نقاط حساس و تنش‌زا در روابط تهران و اسلام‌آباد است. بلوچ‌ها در استان سیستان و بلوچستان ایران و ایالت بلوچستان پاکستان، سال‌هاست با فقر، محرومیت، حاشیه‌نشینی و احساس تبعیض ساختاری مواجه‌اند. این وضعیت، زمینه‌ساز نارضایتی‌های گسترده و در مواردی فعالیت گروه‌های مسلح شده است. ایران حضور این گروه‌ها در خاک پاکستان را تهدیدی مستقیم علیه امنیت خود می‌داند و بارها خواستار اقدام قاطع اسلام‌آباد شده است. در مقابل، پاکستان نیز نسبت به نفوذ اطلاعاتی و امنیتی ایران در میان بلوچ‌های خود ابراز نگرانی کرده است. به‌جای آن‌که مسئله بلوچ‌ها به بستری برای همکاری مشترک تبدیل شود، به یکی از گسل‌های دائمی سوءظن و رقابت امنیتی بدل شده است.

نگاه رسانه‌ها و سیاست‌مداران دو کشور نیز بازتابی از همین بی‌اعتمادی مزمن است. در رسانه‌های نزدیک به حاکمیت در ایران، پاکستان اغلب کشوری «غیرقابل اعتماد»، «دوگانه‌رفتار» و «وابسته به بازیگران خارجی» معرفی می‌شود. در سوی مقابل، رسانه‌ها و تحلیل‌گران پاکستانی، ایران را به‌عنوان بازیگری «مداخله‌گر»، «فرقه‌گرا» و «بی‌ثبات‌کننده» در منطقه توصیف می‌کنند. اظهارات انتقادی مقام‌های رسمی دو کشور، به‌ویژه پس از حوادث مرزی یا بحران‌های امنیتی، نشان می‌دهد که زبان غالب در روابط دوجانبه، زبان احتیاط، تردید و اتهام متقابل است، نه اعتماد و شراکت.

از نظر جایگاه منطقه‌ای و توانمندی‌ها، هر دو کشور خود را قدرت‌های مهم می‌دانند، اما ابزارها و اولویت‌های متفاوتی دارند. ایران بر شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای، توان موشکی و عمق ایدئولوژیک تکیه دارد؛ پاکستان بر قدرت نظامی کلاسیک، بازدارندگی هسته‌ای و اتحادهای راهبردی با چین و برخی کشورهای عربی. این تفاوت‌ها نه‌تنها به هم‌افزایی منجر نشده، بلکه در برخی پرونده‌های منطقه‌ای به رقابت پنهان انجامیده است؛ رقابتی که در افغانستان قبل از حاکمیت امارت اسلامی، خلیج فارس و معادلات امنیتی جنوب آسیا قابل مشاهده است.

در مجموع، روابط ایران و پاکستان بیش از آن‌که نمونه‌ای از دوستی استراتژیک باشد، نمونه‌ای از همسایگی پرتنش با ظرفیت بالای تعارض است. اختلافات مذهبی، مسئله بلوچ‌ها، تعهدشکنی‌های امنیتی، رقابت‌های ژئوپلیتیک و فقدان اعتماد پایدار، همگی موجب شده‌ اند که این دو کشور علی‌رغم تعامل ناگزیر، نتوانند به یک اتحاد قابل اتکا دست یابند. در چنین چارچوبی، می‌توان گفت ایران و پاکستان نه متحدان راهبردی، بلکه رقبایی محتاط و بالقوه و دشمنانی پنهان هستند که روابط‌شان همواره در معرض بحران و فروپاشی قرار دارد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار