✍️ مبارز
در یک سال گذشته و همزمان با تیرهشدن روابط میان امارت اسلامی افغانستان و پاکستان، نام جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، بارها با اظهارات جنجالی درباره افغانستان در رسانهها مطرح شده است. بررسی این موضعگیریها نشان میدهد که اچکزی فراتر از نقد سیاسی، وارد عرصه مداخلهگری رسانهای و جنگ نرم گفتمانی شده است؛ مداخلاتی که اگرچه با هدف فشار سیاسی و ایجاد شکاف اجتماعی دنبال میشود، اما در عمل برای مردم افغانستان بیاثر بوده است.اچکزی با سابقه حضور در ساختار رسمی ایالت بلوچستان، پس از تشدید تنشها میان کابل و اسلامآباد، بارها امارت اسلامی افغانستان را به حمایت از ناامنی، پناهدادن به گروههای مسلح و تهدید امنیت پاکستان متهم کرده است؛ ادعاهایی غیر مستند که مقامهای افغانستان بارها آن را رد کردهاند. همزمان، او با برجستهسازی موضوعات قومی و سمتی، تلاش کرده مسائل امنیتی را به هویتها و مناطق خاص تعمیم دهد. حتی در نامه سر گشاده اش به احمد مسعود عملا تلاش میکند معادلات داخلی افغانستان را از بیرون مهندسی کند؛ رویکردی که در ادبیات سیاسی مصداق روشن «مهندسی اختلافات قومی» و جنگ نرم رسانهای است.این مداخلات گفتمانی و طرح بحث «معامله جدید» اسلامآباد با جبهههای موسوم مقاومت و آزادی، بهروشنی نشان میدهد که مسئله اقوام در نگاه او نه یک دغدغه انسانی، بلکه ابزاری برای تأمین منافع راهبردی پاکستان است.با این حال، برخلاف محاسبات طراحان آن، تأثیر واقعی بر افکار عمومی افغانستان نداشته است. مردم افغانستان تجربهای طولانی از سیاستهای پروژهای نظامیان پاکستان و چهرههای وابسته به ارتش و سازمان استخبارات نظامی این کشور دارند و نیت اسلامآباد در قبال افغانستان برای افکار عمومی پنهان نیست. روایتسازیهای تکراری و اتهامزنیهای رسانهای، دیگر توان فریب جامعهای را ندارد که بارها هزینه این سیاستها را پرداخته و نسبت به آن آگاه شده است.در این میان، هرچند افراد معدودی ممکن است تحت تأثیر این شایعهپراکنیها قرار گیرند و برخلاف منافع مردم و وطن، همصدا با روایتهای جان اچکزی سخن بگویند، اما این افراد هیچ جایگاهی در میان مردم افغانستان ندارند و صدای آنان بازتابدهنده اراده عمومی جامعه نیست. اکثریت مردم، اینگونه مواضع را نه تحلیل امنیتی، بلکه مداخلهای غیرمسئولانه و تلاشی ناکام برای برای اخلال وحدت ملی افغانستان میدانند.در نهایت، موضعگیریهای جان اچکزی را میتوان نمونهای آشکار از مداخلهگری رسانهای و جنگ نرم علیه افغانستان دانست؛ مداخلهای که با هدف تخریب چهره امارت اسلامی و ایجاد شکاف اجتماعی دنبال میشود، اما به دلیل آگاهی عمومی و تجربه تاریخی مردم افغانستان، عملاً خنثی و بیاثر مانده است. تقویت انسجام داخلی و هوشیاری رسانهای جامعه افغانستان، مهمترین عامل ناکامی چنین پروژههایی بوده است


