✍️ فاروق بلوچ
در سالهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران همواره خود را بهعنوان مدافع اصلی آرمان فلسطین معرفی کرده است و این موضع بهعنوان یکی از ستونهای اصلی سیاست خارجی و تبلیغات داخلی این رژیم مطرح بوده است. با این حال، بررسی دقیق سیاستهای رسمی ایران نشان میدهد که حمایتهای این کشور در عمل نه تنها به منافع واقعی مردم فلسطین کمکی نکرده، بلکه در بسیاری موارد به تضعیف جایگاه آنان و پیچیدهتر شدن منازعه منجر شده است. سیاست جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین، به جای تمرکز بر حقوق انسانی و راهحلهای سیاسی واقعی، عمدتاً ابزاری برای مشروعیتبخشی داخلی و نفوذ منطقهای بوده است.
یکی از ویژگیهای شاخص سیاست جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین، استفاده ابزاری از این مسأله برای تبلیغات و تمرکز قدرت داخلی است. دولت ایران تلاش کرده با معرفی خود بهعنوان محور مقاومت، موقعیت رهبری در میان افکار عمومی مسلمانان جهان کسب کند، اما این رویکرد بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و کمتر منجر به تحقق حقوق واقعی مردم فلسطین شده است. به عبارت دیگر، مسئله فلسطین در ایران به جای دغدغهای انسانی، به ابزاری برای حفظ مشروعیت و تمرکز قدرت داخلی تبدیل شده است. چنین رویکردی نه تنها اثربخشی سیاست خارجی را کاهش داده، بلکه حساسیت مردمی نسبت به مسئله فلسطین را نیز تضعیف کرده است.
یکی دیگر از مهمترین محورهای سیاست ایران، ادعای حمایت مالی و نظامی کامل از گروههای مسلح فلسطینی است. این حمایتها پیش از آنکه، برای مردم و برای آزادی فلسطین باشد، صرف کارها و جاهایی میشوند که سوای بار تبلیغاتی، عاید دیگری از آن متصور نیست. در بسیاری از جنگها و منازعات اخیر، این گروهها به عنوان ابزارهایی برای سیاستهای منطقهای ایران عمل کرد. نتیجه این استراتژی، تشدید رنج انسانی و طولانی شدن بحران است، بدون اینکه دستاورد ملموسی برای تحقق آرمان فلسطین حاصل شود.
سیاستهای جمهوری اسلامی همچنین در بسیاری از مواقع با استراتژی و منافع ملی جنبشهای فلسطینی همسو نبوده است. اختلافات ایدئولوژیک و منافع منطقهای باعث شده که رهبران فلسطینی در برخی مواقع نسبت به اقدامات ایران با دیده تردید نگاه کنند و حتی انتقاد کنند. چنین وضعیتی جایگاه ایران بهعنوان رهبر حمایت از فلسطین را کاهش داده و موجب شده که جنبشهای فلسطینی در تله رقابتهای منطقهای و درگیریهای نیابتی گرفتار شوند، به جای آنکه بر حل مسالمتآمیز بحران تمرکز کنند.
سیاستهای تبلیغاتی و ابزارگرایانه جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین، اثرات قابل توجهی بر نگرش مردم ایران نسبت به این مسئله داشته است. نسلهای جدید ایرانی، بهویژه در دهههای اخیر، نسبت به آرمان فلسطین دیدگاههای انتقادی یا بیاعتماد پیدا کردهاند. بسیاری از مردم احساس میکنند که مسئله فلسطین به جای آنکه دغدغهای انسانی باشد، ابزاری برای حفظ قدرت سیاسی و مشروعیت ایدئولوژیک حکومت است. این موضوع خود نشاندهنده ناکارآمدی و تبعات منفی سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی است.
با توجه به شواهد موجود، میتوان نتیجه گرفت که سیاست جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین ابزاری و تبلیغاتی بوده و کمتر مبتنی بر حقوق واقعی مردم فلسطین است، حمایت از گروههای مسلح باعث افزایش خشونت و رنج انسانی شده است، همسو نبودن سیاستهای ایران با استراتژیهای فلسطینیان موجب کاهش جایگاه آن در منطقه شده و تضعیف اعتماد داخلی و کاهش حساسیت عمومی نسبت به آرمان فلسطین از دیگر پیامدهای این سیاستهاست. در مجموع، اگر جمهوری اسلامی واقعاً به حقوق مردم فلسطین اهمیت میداد، میتوانست راهکارهای دیپلماتیک و انسانی موثرتری برای حمایت از آنان اتخاذ کند؛ نه آنکه مسئله فلسطین به ابزاری برای سیاست داخلی و رقابتهای منطقهای تبدیل شود. چنین نگاهی نشان میدهد که عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه فلسطین، در بسیاری موارد نه تنها کمککننده نبوده بلکه میتواند به عنوان نوعی خیانت سیاسی و انسانی ارزیابی شود.


