✍️ احسانالحق امین
تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان در ماههای اخیر وارد مرحلهای تازه و نگرانکننده شده است. درگیریهای پراکنده، حملات متقابل و افزایش حضور نظامی در امتداد خط مرزی، فضای منطقه را به شدت ملتهب کرده است. در این میان، بسیاری از تحلیلگران افغان و ناظران منطقهای معتقدند که سیاستهای امنیتی و نظامی پاکستان طی دهههای گذشته نقش مهمی در شکلگیری چرخه خشونت در این منطقه داشته است؛ چرخهای که قربانیان اصلی آن اغلب مردم غیرنظامی بودهاند.
یکی از محورهای اصلی انتقادها به سیاست پاکستان، استفاده ابزاری از بحرانهای امنیتی و گروههای مسلح برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی بوده است. از زمان شکلگیری رقابتهای منطقهای در دهههای گذشته، بخشهایی از ساختار امنیتی پاکستان تلاش کردهاند از بیثباتی در افغانستان به عنوان ابزاری برای ایجاد «عمق استراتژیک» استفاده کنند. این رویکرد باعث شد که افغانستان برای سالهای طولانی به میدان رقابتهای نیابتی تبدیل شود؛ وضعیتی که نه تنها ثبات افغانستان را تضعیف کرد، بلکه خود پاکستان را نیز درگیر پیامدهای امنیتی آن ساخت.
در سالهای اخیر، حملات مرزی و عملیاتهای نظامی در مناطق نزدیک به خط مرزی بارها باعث تلفات غیرنظامیان شده است. گزارشهای متعدد محلی از کشته شدن زنان، کودکان و افراد غیرنظامی در نتیجه گلولهبارانها و حملات نظامی خبر دادهاند. چنین رویدادهایی باعث شده است که در افکار عمومی افغانستان این تصور تقویت شود که سیاست نظامی پاکستان نسبت به مناطق مرزی ماهیتی خشن و بیملاحظه دارد و جان غیرنظامیان در آن کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در عین حال، واقعیت مهمی که کمتر مورد توجه برخی محافل در پاکستان قرار میگیرد این است که ادامه چنین رویکردی در نهایت بیش از همه به خود پاکستان آسیب میزند. تجربه تاریخی نشان داده است که سیاستهای مبتنی بر فشار نظامی و مداخله در امور همسایگان نه تنها به ایجاد ثبات پایدار منجر نمیشود، بلکه در بلندمدت بیاعتمادی عمیق منطقهای را به همراه میآورد. این بیاعتمادی میتواند روابط اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی پاکستان با کشورهای همسایه را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
از منظر اقتصادی نیز، طولانی شدن درگیریها برای پاکستان هزینههای سنگینی دارد. کشوری که با بحرانهای اقتصادی، بدهیهای خارجی و فشارهای اجتماعی روبهرو است، بیش از هر زمان دیگر به ثبات منطقهای و همکاری اقتصادی نیاز دارد. ادامه درگیریهای مرزی نه تنها منابع مالی و نظامی را مصرف میکند، بلکه سرمایهگذاری خارجی و پروژههای توسعهای را نیز با خطر مواجه میسازد.
در سطح بینالمللی نیز، تداوم خشونت و گزارشهای مربوط به آسیب دیدن غیرنظامیان میتواند تصویر پاکستان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. در دنیای امروز که اطلاعات به سرعت در سطح جهانی منتشر میشود، هر اقدام نظامی که به رنج غیرنظامیان منجر شود به سرعت در افکار عمومی جهانی بازتاب پیدا میکند. این امر میتواند به افزایش انتقادها و فشارهای سیاسی و دیپلماتیک علیه پاکستان منجر شود و مشروعیت سیاستهای امنیتی آن کشور را زیر سؤال ببرد.
از سوی دیگر، تجربه بسیاری از درگیریهای منطقهای نشان میدهد که جنگهای طولانی معمولاً نتیجهای جز فرسایش قدرت طرفها ندارند. اگر این چرخه خشونت ادامه یابد، نه تنها امنیت پایدار در مرزها برقرار نخواهد شد، بلکه شکافهای اجتماعی و سیاسی در داخل پاکستان نیز عمیقتر خواهد شد. فشار اقتصادی، ناامنی داخلی و بیاعتمادی منطقهای میتواند پیامدهای بلندمدتی برای دولت و جامعه پاکستان ایجاد کند.
بنابراین هرچه این درگیریها طولانیتر شود، هزینههای سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آن برای پاکستان بیشتر خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران معتقدند که راه برونرفت از این وضعیت نه در تشدید عملیات نظامی، بلکه در تغییر رویکرد امنیتی، احترام به حاکمیت همسایگان و حرکت به سوی گفتوگو و همکاری منطقهای است. تنها در چنین صورتی میتوان امید داشت که این چرخه خشونت متوقف شود و منطقهای که سالها از جنگ و بیثباتی رنج برده است، به سوی ثبات و آرامش حرکت کند.


