✍️ احسان حصین
منطقه خاورمیانه این روزها شاهد یکی از پیچیدهترین و گستردهترین بحرانهای امنیتی، سیاسی و نظامی در دهههای اخیر است؛ بحرانی که دامنهٔ آن از خاک ایران آغاز شده و به قلب کشورهای حوزهٔ خلیجفارس، مراکز دیپلماتیک غربی، و قلب سرزمینهای اشغالی گسترش یافته است. این وضعیت که در نتیجهٔ حملات مشترک ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، اکنون به شکل یک درگیری منطقهای درآمیزیده و پیامدهای آن از منظر نظامی، سیاسی، اقتصادی و انسانی بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی منطقه امتداد یافته است.
در روزهای پایانی فبروری 2026، نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل حملات گستردهٔ هوایی و موشکی علیه اهداف در عمق خاک ایران انجام دادند که گزارشها از هدف قرار دادن تأسیسات نظامی، پدافندی و مراکز کلیدی حکایت دارد؛ حملاتی که بهگفتهٔ مقامهای غربی «اقدامی علیه تهدیدات بالقوه» بوده اما از سوی تحلیلگران بینالمللی با انتقاد شدید مواجه شده و حتی از نظر حقوق بینالملل زیر سؤال رفته است.
پاسخ تهران متقابلاً سریع و شدید بود و جمهوری اسلامی با شلیک صدها موشک بالستیک و پهپاد به سمت پایگاههای نظامی آمریکا در منطقهٔ خلیجفارس و همچنین اهداف در سرزمینهای اشغالی اقدام کرد؛ عملیاتی که نشاندهندهٔ ظرفیت بالای پاسخ نظامی و راهبردی ایران است و تأکیدی بر این نکته که تهران تصمیم به عقبنشینی ندارد.
برخی از پایگاههایی که ایران در اعتراض به حملات اولیه شلیک موشکها و پهپادهای خود را به سوی آنها هدایت کردهاند عبارت بودند از پایگاههای آمریکا در قطر، کویت، بحرین، امارات متحدهٔ عربی و حتی مناطقی در شمال عراق و اردن. گرچه بخش بزرگی از این حملات توسط سامانههای دفاع هوایی رهگیری شدهاند، اما اثرات ناشی از سقوط بقایای موشکها و پهپادها در مناطق مسکونی و زیرساختهای غیرنظامی در دبی و ابوظبی نیز گزارش شده است.
این تحولات بهروشنی نشان میدهد که درگیری دیگر محدود به صحنهٔ سنتی جنگ نیست، بلکه به یک تقابل گسترده در پهنهٔ نظامی و امنیتی خلیجفارس بدل شده که میتواند ثبات میلیونها نفر را در منطقه تهدید کند.
عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت و دیگر کشورهای حوزهٔ خلیجفارس برخلاف مواضع پیشین خود اکنون بهشکل بیسابقهای نسبت به حملات ایران واکنش نشان دادهاند و این حملات را «نقض حاکمیت ملی» قلمداد و محکوم کردهاند. کشورهای حوزهٔ همکاری خلیجفارس در تلاش برای اتخاذ تدابیر دفاعی گستردهتر هستند تا امنیت مرزهای خود را بهدلیل افزایش تهدیدات تضمین کنند.
در همین حال، برخی کشورها، از جمله عربستان، به مقامهای ایرانی اعتراضات رسمی دیپلماتیک ارائه دادهاند و با فراخواندن سفیر ایران، خواستار توضیح دربارۀ حملات شدهاند؛ نشانهای از تغییر لحن سیاستخارجی در برابر تهران که میتواند به پیچیدهتر شدن بحران بیفزاید.
آمارهای اولیه از افزایش چشمگیر قربانیان در خاک ایران و سایر کشورها حکایت دارد. سازمانهای مستقل غیرنظامی و گروههای حقوق بشری اعلام کردهاند که در نتیجهٔ این درگیریها صدها غیرنظامی، از جمله کودکان، جان خود را از دست دادهاند و بیش از هزار نفر در سراسر منطقه زخمی شدهاند.
از سوی دیگر، هشدارهای مکرر سفارتخانههای غربی مبنی بر خروج شهروندانشان از کشورهای منطقه همچون ایران، کویت، بحرین، عربستان، قطر و عراق نشانگر وخامت وضعیت امنیتی و افزایش خطرات برای اتباع خارجی و شهروندان محلی است.
بحران فعلی تنها یک چالش امنیتی منطقهای نیست؛ بلکه مسیرهای راهبردی اقتصادی، بهویژه تنگهٔ هرمز -که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند- را هدف قرار داده است. اختلال در این تنگه میتواند به افزایش شدید قیمت انرژی در بازارهای جهانی، آشفتگی در تجارت بینالملل و موج جدیدی از نااطمینانی اقتصادی منجر شود.
در حالی که برخی کشورها و سازمانهای جهانی برای کاهش تنش و بازگشت به مذاکره تلاش میکنند، شواهد حاکی از آن است که بحران در کوتاهمدت قابل حل نیست و احتمال طولانی شدن آن بسیار بالاست؛ وضعیت بحرانیای که میتواند نظم امنیتی و سیاسی خاورمیانه را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
در حالی که به نظر میرسد هیچ طرفی در کوتاهمدت خواهان عقبنشینی نیست، چشماندازهای دیپلماسی نیز تاکنون راهحل روشنی ارائه ندادهاند. افزایش فشارهای جهانی برای توقف درگیری، از اظهارات رسمی سازمانهای بینالمللی تا تماسهای پشتپرده مقامهای جهانی، همه گواه این واقعیت است که بدون توقف و کاهش عملیات نظامی، این بحران میتواند به یک جنگ تمامعیار منطقهای تبدیل شود، امری که تبعات آن برای امنیت جمعی جهانی بسیار سنگین خواهد بود.
در مجموع، وضعیت جاری خاورمیانه را در یکی از حساسترین و خطرناکترین مقاطع خود قرار داده است؛ تقابلی که نهتنها میان ایران و آمریکا و اسرائیل است، بلکه معادلات قدرت در سراسر منطقه و حتی فراتر از آن را دگرگون میکند؛ بحرانی که میتواند سالها ماندگار شود و اثرات بلندمدتی بر امنیت، اقتصاد و سیاست جهانی برجای گذارد.


