✍️ احسان ایثار
نچه امروز در بلوچستان پاکستان در حال رخ دادن است، صرفاً یک تحول امنیتی یا یک رویداد گذرا در حاشیهٔ جغرافیای سیاسی جنوب آسیا نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از شکاف عمیق میان دولت مرکزی و مردمی است که دههها احساس محرومیت، تبعیض و بیعدالتی کردهاند. گزارشهایی که از پیوستن داوطلبانهٔ جوانان بلوچ به ارتش آزادیبخش بلوچ و حمایت آشکار مردم از حضور نیروهای این گروه منتشر شده، زنگ خطری جدی برای اسلامآباد است؛ زنگ خطری که سالها نادیده گرفته شد.
این صحنه که شهروندان بلوچ با رساندن غذا و اقلام ضروری به نیروهای مسلح محلی از آنان استقبال میکنند، صرفاً یک حرکت نمادین نیست؛ بلکه بیانگر تغییر در معادلهٔ مشروعیت است. در بسیاری از نقاط جهان، دولتها مشروعیت خود را نه از زور اسلحه، بلکه از رضایت مردم میگیرند. اما در بلوچستان، به نظر میرسد این مشروعیت در حال فرسایش است و بخشهایی از جامعه محلی دیگر دولت و ارتش را نمایندهٔ منافع خود نمیدانند.
سالهاست که بلوچستان علیرغم برخورداری از منابع طبیعی غنی، با فقر، بیکاری، کمبود زیرساختها و سرکوب سیاسی دستوپنجه نرم میکند. سیاستهای امنیتی سختگیرانه، ناپدیدسازیهای قهری، محدودیتهای رسانهای و عدم مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیریها، فضای بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرده است. امروز نتیجهٔ این رویکرد در خیابانهای کویته و نوشکی قابل مشاهده است؛ جایی که مردم بهجای تکیه بر دولت مرکزی، به نیروهای محلی روی آوردهاند.
تحلیلگران درست میگویند که بحران بلوچستان وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با عملیات نظامی یا بیانیههای رسمی مهار کرد. این بحران اکنون به تقابل میان مفهوم حاکمیت متمرکز و خواستهای هویتی و اجتماعی یک جامعهٔ حاشیهنشین تبدیل شده است. اگر اسلامآباد همچنان این مسئله را تنها از دریچهٔ امنیتی ببیند، خطر تشدید بیثباتی نهتنها برای بلوچستان، بلکه برای کل پاکستان وجود دارد.
به همه احوال، آنچه امروز در بلوچستان رخ میدهد، بازتاب صدایی است که سالها سرکوب شد. نادیده گرفتن این صدا ممکن است برای مدتی با زور ممکن باشد، اما تاریخ بارها نشان داده است که هیچ حکومتی نمیتواند برای همیشه بر نارضایتی عمیق مردمی چشم ببندد. اگر دولت پاکستان واقعاً به وحدت و ثبات کشور میاندیشد، باید بهجای سرکوب، راه گفتوگو، عدالت اجتماعی و مشارکت واقعی بلوچها در آیندهٔ سیاسی و اقتصادی کشور را در پیش گیرد؛ در غیر این صورت، فاصله میان حاکمیت و جامعه هر روز بیشتر خواهد شد.


