16.1 C
ایران
سه‌شنبه, مارس 3, 2026

سیاست یک بام و دو هوای جمهوری اسلامی

✍️احسان‌الرحمن امین

رفتار جمهوری اسلامی ایران در قبال امارت اسلامی افغانستان، نمونۀ روشن یک سیاست دوگانه و محاسبه‌گرانه است که بیش از آن‌که بر اصول شفاف دیپلماتیک استوار باشد، بر منافع مقطعی و بازی‌های امنیتی منطقه‌ای بنا شده است. از یک‌سو، تهران با گشودن سفارت امارت اسلامی در پایتخت خود، تعامل رسمی، همکاری‌های اقتصادی، تجاری و مرزی و تماس‌های سیاسی آشکار را در پیش گرفته و عملاً واقعیت حاکمیت امارت اسلامی را پذیرفته است؛ اما از سوی دیگر، هم‌زمان خاک ایران به مأمن امن برای مخالفان سیاسی و امنیتی امارت اسلامی تبدیل شده است؛ افرادی که آزادانه اقامت دارند، فعالیت می‌کنند و در رفاه نسبی به سر می‌برند. این تناقض آشکار، نه‌تنها پرسش‌برانگیز است، بلکه از منظر اصول روابط بین‌الملل و حسن همجواری، قابل نقد جدی می‌باشد.
در عرف دیپلماسی، گشایش سفارت و پذیرش نمایندگی رسمی یک حکومت، به‌معنای احترام عملی به حاکمیت، تمامیت ارضی و ثبات سیاسی آن کشور است. کشوری که چنین گامی برمی‌دارد، متعهد می‌شود که از خاک خود علیه طرف مقابل استفاده نشود و به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به مخالفان برانداز آن میدان ندهد. اما عملکرد جمهوری اسلامی ایران دقیقاً خلاف این قاعده پذیرفته‌شده است. تهران از یک طرف، با امارت اسلامی میز گفت‌وگو می‌چیند، قراردادهای اقتصادی امضا می‌کند و همکاری‌های مرزی را پیش می‌برد؛ و از طرف دیگر، به چهره‌ها و جریان‌هایی پناه می‌دهد که آشکارا با نظام حاکم در کابل دشمنی سیاسی و حتی امنیتی دارند.
این رفتار دوگانه را نمی‌توان صرفاً به «ملاحظات انسانی» یا «مهمان‌نوازی تاریخی» نسبت داد. اگر موضوع، صرفاً پناه‌دادن انسانی به آوارگان می‌بود، فعالیت سیاسی، رسانه‌ای و شبکه‌سازی این افراد علیه امارت اسلامی، آن هم در داخل ایران، تحمل نمی‌شد. واقعیت این است که جمهوری اسلامی، افغانستان را نه به‌عنوان یک شریک برابر، بلکه به‌مثابۀ یک پرونده امنیتی و اهرم فشار در معادلات منطقه‌ای می‌بیند. نگه‌داشتن مخالفان امارت اسلامی در خاک ایران، برای تهران یک ابزار چانه‌زنی است؛ ابزاری که در مواقع اختلاف بر سر آب، مرز، مهاجران یا معادلات منطقه‌ای، می‌تواند فعال شود.
از نگاه جانبدارانه و منتقدانه، این سیاست بیش از آن‌که هوشمندانه باشد، کوتاه‌بینانه و پرهزینه است. زیرا امارت اسلامی به‌خوبی این پیام متناقض را دریافت کرده است: همکاری در ظاهر، بی‌اعتمادی در باطن. چنین وضعیتی نه اعتماد سیاسی می‌سازد و نه ثبات پایدار در روابط دو کشور ایجاد می‌کند. تجربه تاریخی نشان داده است که بازی با کارت مخالفان یک حکومت همسایه، دیر یا زود به بی‌ثباتی مرزی، تنش‌های امنیتی و فرسایش سرمایه سیاسی منجر می‌شود.
جمهوری اسلامی اگر واقعاً به همکاری با امارت اسلامی باور دارد و آن را یک واقعیت تثبیت‌شده در افغانستان می‌داند، باید در عمل نیز به لوازم این پذیرش پایبند باشد. نمی‌توان هم سفارت گشود و هم پناهگاه سیاسی ایجاد کرد؛ نمی‌توان هم شریک اقتصادی بود و هم میزبان مخالفان فعال. این دو مسیر، در نهایت به یک مقصد نمی‌رسند. یا باید سیاست شفاف و صادقانه مبتنی بر احترام متقابل را انتخاب کرد، یا صراحتاً مسیر فشار و تقابل غیرمستقیم را پذیرفت.
در نهایت، این دوگانگی بیش از آن‌که امارت اسلامی را تضعیف کند، اعتبار دیپلماسی ایران را زیر سؤال می‌برد. سیاست خارجی پایدار، با بازی در دو زمین متضاد ساخته نمی‌شود. منطقه امروز بیش از هر زمان دیگر، به شفافیت، ثبات و صداقت در روابط نیاز دارد؛ و استمرار این سیاست خاکستری، نه به نفع افغانستان است و نه به سود جمهوری اسلامی ایران.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار